رویای ناتمام من

خرید بک لینک
من...من...من اعتراف میکنم ک دوستت دارم...اعتراف میکنم ک قلبم بی قرارته ...که بهونتو میگیره...ک پر ام از دلتنگی...دلم حضورت رو میخواهد،روحتو میخواد،جسمتو میخواد...میدونم ک عاشقمی،میدونم نمیدونی ک عاشقتم...میدونم ک بهم فکر میکنی،میدونم نمیدونی ک بهت فکر میکنم،اونم دیوونه وار،،،کی تمام میشه این انتظار تلخ،کی تمام میشه این گلوله گلوله اشک های شبانه ی من،کی تمام میشه این تنهایی من!کی میای و اعتراف میکنی ک دوستم داری؟!خسته ام از تکرار نبودنت..از تکرار ندیدنت!خسته ام از سکوتت..از سکووووتت!!!باور کن انتظار دیکه بسه!اعتراف کن...اعتراف کن ک تو هم مث من عاشقمی!! رویای ناتمام من...

ما را در سایت رویای ناتمام من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیه بازدید: 119 تاريخ: پنجشنبه 27 فروردين 1394 ساعت: 16:12

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد... در دایره حضورش تو را به من نشان دهد ... می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم ... هر وقت دلم هوای تو را کرد ... عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند ... می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم ... که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند ... دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد... می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند... پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند... عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو برسانند رویای ناتمام من...

ما را در سایت رویای ناتمام من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیه بازدید: 103 تاريخ: 19 فروردين 1394 ساعت: 9:29

ﮐﺸﯿـــﺪﻥِ ﺍﻧﮕﺸﺘــﺎﻥ ﮐﺸﯿـــﺪﻩ ﺗﻮ...

ﺭﻭﯼ ﮔـﻮﻧــﻪ ﻫـﺎﯼ ﻣﻦ...

ﻟــﺬﺗﯽ ﺍﻧـﮑﺎﺭ ﻧﺎﭘـﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ...

ﻣــﺴﮑﻦ ﺑﯽ ﻫــﻤﺘﺎﯼ ﻧﻔﺴﻬــﺎﯾﺖ...

ﻣــﺮﺍ ﺑﯽ ﺑﻬــﺎﻧﻪ ، ﺑﯿــﻘﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨــﺪ...

ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ؛ ﻣﻦ ﺩﻧﺒــﺎﻝ ﺑﻬــﺎﻧــﻪ ﻣﯽ ﮔـــﺮﺩﻡ...

ﺗــﺎ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺩﺳﺘــﺎﻥ ﻣﻬــﺮﺑﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳــﺖ ﺑﮕـﯿﺮﻡ ...

رویای ناتمام من...

ما را در سایت رویای ناتمام من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیه بازدید: 126 تاريخ: شنبه 15 فروردين 1394 ساعت: 13:07

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه ...نه هرگز!!!!

بی تو حتی شب من ماه ندارد...

پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر که به آن کوچه دگر راه ندارد...

بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم...

هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم...

سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم...

بند از پای گسستم چشم ها بستم و در خویش شکستم...

گله کردم ز نگاهت وان دو چشمانِ سیاهت بوسه ی گاه به گاهت....

گله کردم گله کردم به خدایت!!!

بی تو شب ماه ندارد ابر هم گاه ندارد به سحر راه ندارد در بساط آه ندارد...

دلِ سنگی که تو داری به خدا شاه ندارد!!!

دوش گفتم به خدایت که شب و روز ندارم ...

که ز دستت نفسم حبس در این سینه و مبهوت نگاه و همه جانم نگران است!!!

نیمه شب بود و هوا رام.

قطره ی اشک خدا پنجره را شست!!!

چشم ها خیس....

پای ها سست...

لرزه افتاد به جانم.تو کجایی؟؟؟

نگرانم نکند باد بیاید حالتِ مویِ تو برهم بزند...

یا بخرامد در اتاقی که تو خوابی...

نکند زوزه ی یک گرگ...

از سرت خواب پراند...

نگرانم نگرانم...

من پر از دغدغه و شب پر از آرامش و محجوب...

من قسم می خورم این بار به آرامشِ این شب...

به سیاهیِ سماوات...

به کواکب..

به سیارات..

*هذر از عشق ندانم سفر از پیشِ تو هرگز نتوانم نتوانم...

رویای ناتمام من...

ما را در سایت رویای ناتمام من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیه بازدید: 116 تاريخ: شنبه 15 فروردين 1394 ساعت: 13:04

خسته ام

نه از راهی که آمده ام

یا از انتظاری که گاهی امانم را میبرد

خسته ام از تکراره ندیدن تو .

رویای ناتمام من...

ما را در سایت رویای ناتمام من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیه بازدید: 120 تاريخ: شنبه 15 فروردين 1394 ساعت: 13:02

سخت افسوس می خورم برای تمام روزهایی که بی تو ..گذشتند

و تمام شب هایی که با تو .. نمی گذرند!

می بینی دلبندم؟ هنوز رویایت تمام زندگی من است!

 

 

images.jpg

رویای ناتمام من...

ما را در سایت رویای ناتمام من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: سمیه بازدید: 256 تاريخ: سه شنبه 25 فروردين 1394 ساعت: 15:59

صفحه بندی